نماز ستون دین................نماز سیه گر چهره شیطان
چرا خداوند نمازهای پنج گانه(صیح-ظهر-عصر-مغرب وعشا)راواجب نموده است؟
رسول خدا میفرماید:هنگامی که آفتاب طلوع میکند کافران (آفتاب پرستان) در برابر خورشید سجده می کنند وخداوند نماز صبح را بر امت من واجب فرمود تا پیش از آن که کافران آفتاب را سجده کنند.هنگام ظهر هرموجودی که در آسمان و زمین است خدا را تسبیح میکند ودرهای آسمان گشوده میشود ودعا به اجابت می رسد وچون خداوند خواست که امت من در این کار های خیر شریک باشند نماز ظهر را بر آنان واجب کرد ,هنگام عصر همان زمانی است که شیطان آدم را وسوسه کرد وخدای متعال نماز عصر را برمن و امتم واجب فرمود تا در ان وقت بینی شیطان به خاک مالیده شود واز فکر او در امان باشیم.
هنگام نماز مغرب همان وقتی است که خداوند توبه ی خضرت آدم را پذیرفت وچون خواست امت من هم در آن وقت در پیشگاه او حاظر شده و از گناهان خود توبه کنند نماز مغرب را بر آنان واجب کرد.
نماز عشائ به این جهت است که جون برای قبر و روز قیامت ظلمت و تاریکی است لذا با خواندن این نماز قبر منوّرمی گردد ونوری بر صراط به او عطا می شود وهمچنین این زمان وقت نماز پیامبران است خداوند واجب نمود تا امت من نیز مانند پیامبران به عبادت بردازند.
| چرایی قیام امام حسین(ع) برای اقامه نماز | 3 |
به گزارش خبرگزاری فارس، بارها شنیدهایم كه اباعبدالله الحسین علیهالسلام برای اقامه نماز و احیای دین جد بزرگوارشان حضرت ختمی مرتبت محمد مصطفی صلی الله علیه وآله وسلم قیام كردهاند و حاضر شدند در این راه هزینههای زیادی بپردازند تا اسلام زنده بماند، شاید یكی از سوالاتی كه ذهن برخی از ما را به خود مشغول كرده باشد، این است كه مگر نماز چه اهمیتی دارد كه امام حسین علیهالسلام برای احیا و اقامه آن به شهادت رسید، واحد پرسش و پاسخ مركز تخصصی نماز این گونه به این سوال پاسخ میدهد: |

می پرسند: باغهای بهشت چیست؟ می فرماید: مجالس ذکر است. صبح و شام بروید و ذکر خدا نمایید کسی که دوست دارد مقام خود را نزد خدا بداند، به منزلت و مقام خداوند در نزد خود بنگرد: زیرا خداوند بنده را در مقامی قرار می د هد که بنده خدای خود را در نزدخود قرار داده است. بدانید بهترین و پاکیزه ترین اعمال نزد خدا و بالاترین درجات شما و بهترین چیزی که خورشید بر آن می تابد، ذکر خداوند متعال است.1
ذکر عبارت است از حضور معنا در نفس که دارای مراتبی است، حضور معنا در ذهن حضور معنا در زبان وحضور معنا در قلب، از مراتب ذکر است.2
قرآن کریم، صریحاً، فلسفه سفارش به اقامه نماز را برای برپاداشتن ذکر، عنوان می کند.«اقم الصلوه لذکری»3
حتی آنجا که می فرماید:«ان الصلوه تنهی عن الفحشاء و المنکر، می فرماید و لذکرالله اکبر»4
یعنی اگر چه نماز یک فایده مهم و مطلوب برای سعادت انسان دارد و آن هم بازداشتن از گناه وز شتی است اما ذکر و یاد خدا که فایده دیگر نماز و هدف نماز است، بزرگتر و مهم تر است.5 پس در حقیقت نماز از مظاهر مهم ذکر الهی است. ذکر در مقابل نسیان و فراموشی مطرح می شود یعنی انسان چیزی را فراموش می کند یا چیزی را می داند ولی از آن غفلت می کند6 یا در عمل به لوازم دانسته هایش پای بند نیست و رفتارش به نحوی است که با رفتار کسی که آن چیز را فراموش کرده، یکسان است یعنی آثار به یاد آن چیز بودن در رفتار فرد ظاهر نشود.
حال که روشن شد«نماز» ذکر خوانده شده و ذکر بهترین چیزی است که خورشید بر آن می تابد باید پرسید که نماز قرار است چه معنایی را در نفس و قلب ما حاضر نماید؟
امام خمینی در آداب نماز می فرماید:
نماز، اجرای توحید است با بدن، برای رسانیدن توحید به قلب.
یک رمز تکرار در رکعات و دفعات نماز و اذکار آن همین مسأله است. تأثیر تلقین در چشانیدن معنا به قلب، قلبی که بر اثر اشتغال به دنیا سخت شده و ارتباط تنگاتنگ خود با خالق را از یاد برده با تکرار اذکار در نماز، آن هم با قیام به این امر با تمام قوای جسمانی و فکری، این غفلت را می شوید وسنگ دل را نرم می کند باید توجه داشت که در نماز تمام اعضاء و جوارح به حرکت واداشته می شود پا، دست، کمر، لب و…هر چقدر ما در امری بیشتر و جدی تر وارد شویم و هر چقدر قوای بیشتری از ما در آن امر مشغول به کار شود، تأثیری که بر جان و روح ما به جای می گذارد، عمیق تر و ماندگارتر خواهد بود.مثال مناسب، ریزش مداوم و با فشار آب آبشار بر سنگهای رودخانه است که به مرور زمان سبب سائیدگی سنگها و گاه حتی سوراخ شدن سنگ می شود، قلب ما، تحت تأثیر اشتغالات روزمره سخت و سنگین می شود و از جهت دیگر گناهان و ناپاکیها، قلب فرد را تیره و کدر کرده از لطافت و حق پذیری اش می کاهد. به وسیله فشار تکلیف نماز و ذکر و با تداوم و استمرار روزانه، آن حقیقت به تدریج و کم کم بر قلب تأثیر کرده و معارف و اعتقادات در قلب راسخ می گردد.8
رمز این که شیطان همت خود را صرف می کند که ما را از اصل نماز باز بدارد و یا روح توجه و حضور قلب را که رمز تأثیر تلقینات نماز است از ما سلب کند همین است، چون می داند که«نماز ستون دین ماست»9
وقتی ما به اذکار نماز مشغول می شویم مثل آب قلیل که در برخورد با آب کر، نجاستهایش برطرف می شود، مانند قطره کوچکی هستیم که با اتصال به ملکوت، عیوب و نقائصمان، برطرف شود.
قرآن کریم می فرماید:«و اقم الصلواه طرفی النهار و زلفا من اللیل ان الحسنات یذهبن السئیات ذالک ذکری للذاکرین؛نماز را در دو طرف روز و ابتدای شب به پا دار.قطعاً نیکیها، بدیها را از بین می برد این تذکری است برای یاد آوردن.10
پیامبر اکرم(ص) نیز می فرماید: «نماز مانند چشمه آب گرمی در کنار سرای یک انسان است. که روزی 5بار در شبانه روز خود را در آن می شوید و دیگر آلودگی و پلیدی بر وجودش باقی نمی ماند».
از سوی دیگر، نماز، غذای روح است همانطور که بدن ما به غذا نیازمند است و این نیاز مستمر و تدریجی است و با یک بار تغذیه نیاز بدن برای همیشه برطرف نمی شود و اگر غذای مناسب نیاز بدن را برطرف نکندبدن با تغذیه از مواد غیر مفید دچار سوء تغذیه می گردد.
نیاز روح به ارتباط با خالق و اعلام نیاز به درگاه او و خاکسایی به پیشگاه با عظمت و کبریایی او نیز نیازی مستمر و همیشگی است. فطرت انسان نیازمند پرستش است و اگر این پرستش، این رابطه زنده و رو در رو با هستی بخش پروردگار و صاحب خویش را برقرار نکند، خلا این رابطه، خود را در جایی نشان می دهد یا انسان را دچار سرگشتگی و حیرت می کند و یا پرستشهای انحرافی باز می دارد که هرگز روح انسانی را سیراب نمی کند و به قول حضرت ابراهیم(ع)«انی لا احب الافلین»11 انسان، محدود و افول کننده را دوست نمی دارد. و خطر بزرگی که سر راه انسان قرار می گیرد، خود فراموشی و مسخ است:«نسوالله فانسیهم انفسهم؛خدا را فراموش کردند پس خداوند آنان را از یاد خودشان برد».12
لازم به ذکر است یکی از اهداف اصلی نماز، دور کردن انسان از کبر و خودبزرگ بینی است.13
نماز سبب ایجاد روح خشوع و تواضع در برابر حق وخالق هستی می شود و انسان را از استکبار و بزرگ طلبی نجات می دهد و به فلاح می رساند خداوند درقرآن می فرماید:«و قال ربکم ادعونی استجب لکم ان الذین یستکبرون عن عبادتی سیدخلون جهنم داخرین»14 و«قد افلح المومنون الذین هم فی صلاتهم خاشعون»15
1. المیزان، جلد1، صفحه337 به نقل از عده1.
2. المیزان، جلد1، صفحه335.
3. طه/14.
4. عنکبوت/45.
5. المیزان، ج16، صفحه141.
6. مفردات ذیل واژه.
7. ر.ک: صحیفه نور، ج صفحه امام خمینی و حائری شیرازی کتاب نماز.
8. فروغ کافی ـ جلد3، صفحه266 از حضرت رسول(ص)
9. هود/114.
10. انعام/76.
11. حشر/19.
12. فرض الله الصلاه تنزیهاً عن اشرک: بخشی از خطبه فدک حضرت زهرا(س)
13. غافر/27.
14. مؤمنون/1و2
منبع:سایت حوزه
در میان عباداتی که در اسلام واجب گردیده است، بدون تردید ارزش و اهمیت نماز از همه بیشتر است . شکل فارسی واژه نماز از لفظ پهلوی نماک گرفته شده که به معنی خم شدن و تعظیم کردن است و به تدریج در معنای «صلاة » یعنی نماز مسلمانان استفاده شده است . پس از اشاره ای اجمالی به معنای لغوی و ریشه یابی واژه نماز و صلاة و همچنین نگاهی به کاربردهای قرآنی لفظ صلاة، نویسنده دو پرسش مطرح می کند:
1 . وجوب نماز قبل از اسلام در آیین های آسمانی دیگر
2 . کیفیت نماز در آن ادیان و تفاوت آن با نماز مسلمانان .
نویسنده در پاسخ به پرسش نخست با استفاده از آیات قرآن وجود نماز در ادیان دیگر را ثابت می کند چرا که بهترین وسیله برای نزدیکی به خداوند است . در پاسخ به پرسش دوم نیز با تکیه بر آیات قرآن مشخص می شود که برای مثال نماز دیگر ادیان، رکوع نداشته است و یا فاقد حمد و سوره بوده است چرا که هنوز قرآن نازل نشده بود و یا سلام تشهد که مخصوص مسلمانان است . همچنین جهت قبله نیز در دیگر ادیان با قبله در اسلام متفاوت بوده است .
نویسنده در ادامه به کیفیت نماز در اسلام و روند واجب شدن آن از طرف خداوند متعال می پردازد . دستور خداوند در شب معراج که امت پیامبر صلی الله علیه و آله هر شبانه روز در پنج وعده نماز بخوانند از مسلمات تاریخ اسلام است و مطابق بیان نورانی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در شب معراج تمام انبیاء الاهی به امر خداوند به پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله اقتدا کردند و اولین اذان گفته شد و نماز اقامه گردید . همچنین ترتیب ذکرهای نماز و افعال آن و کیفیت وضو در همین شب به پیامبر صلی الله علیه و آله آموخته شد . البته ابتدا پنجاه نماز تشریع گردید، ولی با درخواست نبی اکرم صلی الله علیه و آله به پنج نماز یومیه تبدیل شد و خداوند فرمود که در همین پنج نماز اجر پنجاه نماز را قرار خواهد دهد . تعداد رکعات نیز ابتدا ده رکعت بود و بعد از تولد امام حسن علیه السلام و امام حسین علیه السلام، پیامبر صلی الله علیه و آله هفت رکعت بر آن افزود و خداوند این عمل را امضا فرمود:
افزوده شدن قنوت نیز در سال چهارم هجری پس از واقعه بئر معونه (که در آن چهل نفر از رجال علمی اسلام که حافظ قرآن و احکام بودند، به شهادت رسیدند) اتفاق افتاد . ناراحتی پیامبر از این حادثه به اندازه ای بود که تا یک ماه در قنوت نماز صبح بر قاتلان آنها با اسم و رسم نفرین می کرد و این آغاز قنوت بود»
منبع:سایت حوزه
برای مقدمه چهل حدیث نماز سخنی کاملتر و عمیق تر و جالبتر از مطالبی که در ابتداء باب نماز توضیح المسائل حضرت امام خمینی رضوان الله تعالی علیه بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران آمده بود به نظر نرسید لذا آن را برگزیدیم به امید آنکه همه عاشقان اهل بیت (ع) و آن عارف بزرگوار از کلمات درربار آنان توشه ای فراوان بردارند.
نماز مهمترین اعمال دینی است که اگر قبول درگاه خداوند عالم شود، عبادتهای دیگر هم قبول می شود و اگر پذیرفته نشود اعمال دیگر هم قبول نمی شود. و همان طور که اگر انسان شبانه روزی پنج نوبت در نهر آبی شستشو کند، چرک در بدنش نمی ماند نمازهای پنجگانه هم انسان را از گناهان پاک می کند. و سزاوار است که انسان نماز را در اول وقت بخواند و کسی که نماز را پست و سبک شمارد. مانند کسی است که نماز نمی خواند، پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: کسی که به نماز اهمیت ندهد و آن را سبک شمارد سزاوار عذاب آخرت است . روزی حضرت در مسجد تشریف داشتند مردی وارد و مشغول نماز شد و رکوع و سجودش را کاملا به جای نیاورد، حضرت فرمودند: اگر این مرد در حالی که نمازش این طور است از دنیا برود، به دین من از دنیا نرفته است. پس انسان باید مواظب باشد که با عجله و شتابزدگی نماز نخواند و در حال نماز به یاد خدا و با خضوع و خشوع و وقار باشد، و متوجه باشد که با چه کسی سخن می گوید و خود را در مقابل عظمت و بزرگی خداوند عالم بسیار پست و ناچیز ببیند و اگر انسان در موقع نماز کاملا به این مطلب توجه کند، از خود بی خبر می شود، چنانکه در حال نماز تیر را از پای مبارک امیرالمؤمنین علیه السلام بیرون کشیدند و آن حضرت متوجه نشدند. و نیز باید نمازگزار توبه و استغفار نماید و گناهانی که مانع قبول شدن نماز است، مانند حسد، کبر، غیبت، خوردن حرام، آشامیدن مسکرات و ندادن خمس و زکات بلکه هر معصیتی را ترک کند. و همچنین سزاوار است کارهایی که ثواب نماز را کم می کند و به جا نیاورد، مثلا در حال خواب آلودگی و خودداری از بول به نماز نایستد، و در موقع نماز به آسمان نگاه نکند و نیز کارهایی که ثواب نماز را زیاد می کند به جا آورد، مثلا انگشتری عقیق به دست کند و لباس پاکیزه بپوشد و شانه و مسواک کند و خود را خوشبو نماید.» (1).
● وضوی ترتیبی
در وضوی ترتیبی چهار چیز واجب است: 
۱) واجب اول
شستن صورت از رستنگاه مو، یعنی از جایی كه موی سر بیرون می آید تا آخر چانه از طرف طول و عرض آن به مقداری كه بین انگشت وسط وشست قرار می گیرد كه اگر مختصری از این مقدار را نشوید، وضو باطل است و برای آنكه یقین كند این مقدار كاملا شسته شده، باید كمی اطراف آن را هم بشوید و البته باید توجه داشت كه این مقدار بایستی از بالا به پایین شسته شود.
۲) واجب دوم
شستن دست راست و بعد از آن دست چپ، از آرنج تا سرانگشتها، و برای آنكه یقین كند آرنج را كاملا شسته، باید كمی بالاتر از آرنج را هم بشوید; البته باید توجه داشت كه این قسمت را هم بایستی از بالا به پایین بشوید.
۳) واجب سوم
مسح كردن یك قسمت از چهار قسمت سر كه همان مقابل پیشانی است با دست راست و هر جای این قسمت را به هر اندازه مسح كند كافی است; حضرت امام(ره) می فرمایند: بنابر احتیاط واجب جای مسح شده از عرض یك انگشت كمتر نباشد; اگر چه احتیاط مستحب آن است كه از درازا به اندازه درازی یك انگشت و از پهنا به اندازه پهنای سه انگشت بسته مسح نماید. البته باید توجه داشت كه مسح سر لازم نیست بر پوست آن باشد، بلكه بر موی جلو سر هم صحیح است و اما كسانی كه موی سرشان به حدی بلند است كه اگر شانه كنند از حد مسح خارج می شود باید بیخ موها یا پوست سر را مسح نمایند.
۴) واجب چهارم
مسح كردن روی پاها،اول پای راست با دست راست و بعد پای چپ با دست چپ، از سر یكی از انگشتها تا مفصل،ولی حضرت امام(ره) تا برآمدگی پاها را هم اجازه می دهند، این از نظر طول و اما از جهت عرض به هر اندازه باشد، كفایت می كند،اگر چه به اندازه عرض انگشت كوچك باشد; ولی بهتر است به اندازه سه انگشت بسته و بهتر از آن مسح تمام روی پاست.
عروهٔ الوثقی، فی افعال الوضوء، مساله ۴۹; تحریرالوسیله ج ۱، ص ۲۳; توضیح المسائل، مساله ۲۳۷، ۲۴۳، ۲۴۵، ۲۴۶، ۲۴۹ تا ۲۵۳.
- اهتمام علی علیهالسلام به نماز اوّل وقت
هنگامی که علی علیهالسلام در جنگ صفّین سرگرم نبرد بود، در میان هر دو صف کارزار، مراقب حرکت و وضعیّت خورشید بود [تا ببیند چه وقت به وسط آسمان میرسد تا نماز ظهر را بخواند].ابن عبّاس عرض کرد: «یا امیرالمومنین، این چه کاری است که میکنید؟»
حضرت فرمود: «منتظر زوال هستم تا نماز بخوانیم.»
ابن عبّاس گفت: «آیا حالا وقت نماز است با وجود اینکه سرگرم پیکار هستیم؟»
علی علیهالسلام فرمود: «جنگ ما با ایشان بر سر چیست؟ تنها به خاطر نماز است که با آنها نبرد میکنیم.»
امام سجّاد (علیهالسّلام و نماز اعرابی
عربی وارد مسجد پیامبر صلّی الله علیه وآله وسلّم شد، با عجله تمام دو رکعت نماز گزارد، در هیچ رکنی رعایت شرایط و آداب مربوطه را نکرد و در قرائت و حفظ مخارج و الفاظ و حروف و کلمات هیچگونه دقّتی بعمل نیاورد. به عبارت دیگر، نماز را با طمأنینه و سکون، و وقار و خضوع و خشوع بجا نیاورد. آنگاه برای دریافت مزد نمازی که خوانده بود دستهایش را به آسمان برداشت و گفت: «خدایا، اعلی علّیبین، بهشت را روزی من کن و قصری زرّین و چهار حوریه به من عطا فرما.»
از قضا امام سجّاد علیهالسّلام در آنجا حضور داشت و نماز خواندن شتابزده و درخواست اعرابی را از خداوند شنید، پس خطاب به او فرمود: «ای برادر عرب، کابین و ازدواج بزرگی را طلب میکنی!»
یعنی نمازی که تو با این وصف گزاردهای، شایستگی درخواست بهترین نعمتها و عالیترین مکانها را از درگاه باریتعالی ندارد.
منبع:سایت تبیان
| --> |
منبع:سایت رشد
ادامه در ادامه مطلب....................................