X
تبلیغات
نماز

نماز

نماز ستون دین................نماز سیه گر چهره شیطان

تصاویری از نماز...........................

 

 

در ادامه مطلب.............................


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم آذر 1390ساعت 16:3  توسط علیرضا لشکری  | 

نمازهای پنج گانه

چرا خداوند نمازهای پنج گانه(صیح-ظهر-عصر-مغرب وعشا)راواجب نموده است؟

رسول خدا میفرماید:هنگامی که آفتاب طلوع میکند کافران (آفتاب پرستان) در برابر خورشید سجده می کنند وخداوند نماز صبح را بر امت من واجب فرمود تا پیش از آن که کافران آفتاب را سجده کنند.هنگام ظهر هرموجودی که در آسمان و زمین است خدا را تسبیح میکند ودرهای آسمان گشوده میشود ودعا به اجابت می رسد وچون خداوند خواست که امت من در این کار های خیر شریک باشند نماز ظهر را بر آنان واجب کرد ,هنگام عصر همان زمانی است که شیطان آدم را وسوسه کرد وخدای متعال نماز عصر را برمن و امتم واجب فرمود تا در ان وقت بینی شیطان به خاک مالیده شود واز فکر او در امان باشیم.

 

هنگام نماز مغرب همان وقتی است که خداوند  توبه ی خضرت آدم را پذیرفت وچون خواست امت من هم در آن وقت در پیشگاه او حاظر شده و از گناهان خود توبه کنند نماز مغرب را بر آنان واجب کرد.

 

نماز عشائ به این جهت است که جون برای قبر و روز قیامت ظلمت و تاریکی است لذا با خواندن این نماز قبر منوّرمی گردد ونوری بر صراط به او عطا می شود وهمچنین این زمان وقت نماز پیامبران است خداوند واجب نمود تا امت من نیز مانند پیامبران به عبادت بردازند.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم آذر 1390ساعت 0:55  توسط علیرضا لشکری  | 

چرایی قیام امام حسین(ع) برای اقامه نماز 3

به گزارش خبرگزاری فارس، بارها شنیده‌ایم كه اباعبدالله الحسین علیه‌السلام برای اقامه نماز و احیای دین جد بزرگوارشان حضرت ختمی مرتبت محمد مصطفی صلی الله علیه وآله وسلم قیام كرده‌اند و حاضر شدند در این راه هزینه‌های زیادی بپردازند تا اسلام زنده بماند، شاید یكی از سوالاتی كه ذهن برخی از ما را به خود مشغول كرده باشد، این است كه مگر نماز چه اهمیتی دارد كه امام حسین علیه‌السلام برای احیا و اقامه آن به شهادت رسید، واحد پرسش و پاسخ مركز تخصصی نماز این گونه به این سوال پاسخ می‌دهد:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم آذر 1390ساعت 19:41  توسط علیرضا لشکری  | 

چرا مسافر باید نمازش را شکسته بخواند

مسافری که نمی داند باید نماز را شکسته بخواند، اگر تمام بخواند نمازش صحیح است و اگر فراموش کند که مسافر است و نماز را تمام بخواند، و یا یکی از خصوصیات نماز مسافر را نداند مثلا" نداند که وظیفه دانشجو نماز شکسته است و تمام بخواند، چنانچه در وقت یادش بیاید، باید شکسته به جا آورد و اگر
الف) کسی که می‏داند مسافر است و باید نماز را شکسته بخواند اگر بدون توجه نماز را تمام بخواند نمازش باطل است و نیز اگر حکم مسافر را فراموش کرده باشد اگر وقت هست باید دوباره بخواند و اگر وقت گذشته قضا کند. ب) مسافری که نمی‏داند باید نماز را شکسته بخواند اگر تمام بخواند نمازش صحیح

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم آذر 1390ساعت 21:55  توسط علیرضا لشکری  | 

نماز های واجب و مستحب

نمازهای واجب شش نماز
است که عبارتند از:الف) نمازهای
یومیه (یعنی شبانه روز که صبح،
ظهر، عصر، مغرب و عشا
می‏باشد)؛ ب) نماز طواف واجب
خانه خدا که دو رکعت است و بعد
از طواف واجب باید انجام شود ؛
ج) نماز آیات ؛ د) نماز میت ؛ ه')
نماز قضای پدر و مادر که بر پسر
بزرگتر واجب است؛ و) نمازی که
بوسیله نذر یا عهد یا قسم شرعی
واجب شده باشد که هر کدام
احکامی دارد که باید در توضیح
المسایل مراجع تقلیدتان مطالعه
نمایید. نمازهای مستحبی زیاد
است از جمله نمازهای نافله که قبل
یا بعد از نمازهای واجب شبانه
روزی خوانده می‏شود؛ یعنی، دو
رکعت نافله نماز صبح که قبل از آن
خوانده می‏شود. هشت رکعت نافله
ظهر و هشت رکعت نافله عصر که
قبل از آنها خوانده می‏شود. چهار
رکعت نافله مغرب که بعد از نماز
مغرب خوانده می‏شود و دو رکعت
نافله عشا که به صورت نشسته
خوانده می‏شود و بعد از آن
می‏باشد و دو رکعت نماز غفلیه که
برای برآمدن حاجات سفارش شده
و بین نماز مغرب و عشا خوانده
می‏شود. و 11 رکعت هم نافله شب
است که وقت آن از نصف شب تا
اذان صبح است و هر چه به اذان
صبح نزدیک باشد بهتر است که
هشت رکعت به عنوان نافله شب و
دو رکعت به نیت نماز شفع و یک
رکعت به نیت نماز وتر که آداب آن
در حاشیه کتاب مفاتیح الجنان
مرحوم حاج شیخ عباس قمی (ره)
نوشته شده. البته؛ نمازهای
مستحبی خیلی زیاد است که در
همان کتاب مفاتیح اکثر آنها ذکر
شده است.
+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم آذر 1390ساعت 20:44  توسط علیرضا لشکری  | 

مستحبات و واجبات نماز

واجبات یازده چیز است:1 - نیت 2 -
قیام(ایستادن) 3 - تکبیره‏الاحرام 4 - رکوع 5 -
سجود 6 - قرائت 7 - ذکر 8 - تشهد 9 - سلام 10
- ترتیب 11 - موالات.
اما مستحبات در نماز خیلی زیاد است که ما در این
جا به بعضی از آنها اشاره می‏کنیم:
1- به جماعت خواندن نماز ؛
2- در مسجد ؛
3- با لباس پاک و تمییز و سفید؛
4- قبل از نماز گفتن اذان واقامه؛
5- رعایت کردن قواعد تجویدی؛
6- انگشتر عقیق به دست کردن؛
7- عطر زدن؛
8- ذکر رکوع و سجود را کامل و سه مرتبه
گفتن؛(سجده ورکوع را طول بدهد)؛
9- با حضور قلب نماز خواندن؛
10- سجده بر تربت سیدالشهدا؛
11 ؤ موقع گفتن تکبیر اول نماز و تکبیرهای بین
نماز دستها را تا مقابل گوش‏ها بالا بردن؛
12- بعد از تکبیره الاحرام گفتن:یا محسن قد
اتاک المسیی‏ و قد امرت المحسن ان یتجاوز عن
المسیی‏ انت المحسن وانا المسیی‏ بحق محمد و
آل محمد صلی علی محمد و آل محمد و تجاوز عن
قبیح ما تعلم منی.
13- مستحب است در حال ایستادن، بدن را
راست نگهدارد، شانه‏ها را پایین بیندازد، دستها را
روی رانها بگذارد، انگشت‏ها را بهم بچسباند، جای
سجده را نگاه کند، با خضوع و خشوع باشد اگر مرد
است پاها را از سه انگشت باز، تا یک وجب فاصله
دهد، و اگز زن است پاها را بهم بچسباند.
14- در رکعت اول پیش از خواندن حمد بگوید
((اعوذ بالله من الشیطان الرجیم))؛
15 ؤ بعد از تمام شدن حمد بگوید((الحمد الله
رب العالمین))
16 ؤ در تمام نمازها در رکعت اول سوره قدر و
در رکعت دوم سوره توحید را خواندن؛
17- در حال تشهد بر ران چپ بنشیند و
مستحب است دستها را بر رانها بگذارد و به رانها
نگاه کند.
18- بعد از نماز مقداری مشغول خواندن ذکر
ودعا و قرآن شود و تسبیح فاطمه زهرا(س) را
بگوید.
19- مستحب است بعد از نماز، سجده شکر
نماید و در سجده یک مرتبه یا سه مرتبه یا صد مرتبه
بگوید شکر الله یا شکرا یا عفوا.
+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم آذر 1390ساعت 20:39  توسط علیرضا لشکری  | 

جایگاه نماز در ادیان مختلف به غیر از اسلام

جایگاه نماز در ادیان غیر ابراهیمی
از آنجائی كه خداوند سرشت انسان را خداپرست آفریده و خداشناسی و خداگرایی فطری است، لذا بشر در طول تاریخ همواره به دنبال پرستش و عبادت معبودی بوده است كه مظهر و نمود عینی آن عبادت در ادیان الهی در نماز تجلّی یافته است. امّا اگر بیشتر درباره این موضوع بخواهیم كنكاش كنیم درمی یابیم كه مسأله نیایش به ویژه نماز، مخصوص ادیان وحیانی نبوده بلكه در ادیان غیر وحیانی یا غیر الهی هم مطرح بوده كه در زیر به برخی از آنها اشاره می كنیم.
به طور مثال در تاریخ ادیان جان ناس می خوانیم كه تبّتیان در مواقعی كه در دیر یا صومعه ای جشن معیّن بر پا می شد زوّار از هر طرف به آنجا روی می آوردند و هدایایی از جنش قماش و كره و غیره برای راهبان می آوردند و در آنجا چند روز اقامت كرده، به طواف و نماز و دعا و رقص مشغول می شدند و پس از یك سلسله عملیات سحرآمیز به اوطان خود مراجعت می كردند. و نیز یاد آوری شده: «در اواسط قرن 14 میلادی بعد از این كه امپراطوری مغول از دیار چین محو و منقرض گردید، یكی از راهبان تبّتی به نام «شونگ ـ خا ـ پا» در صدد اصلاحاتی در دین «لاما» بر آمد و شریعتی بنیان نهاد كه به نام معبد زرد موصوف است. این اصلاح مذهبی انتظامات دیرها را شدیدتر و سخت تر گرداند و استعمال نوشابه های به كلّی حرام و عبادت و نمازها زیادتر معمول گردید.» همچنین جان ناس به نقل از كتاب پنجلی كه به نام «راجه یوگه» موسوم است هشت قاعده برای جوكی سالك (یكی از مكاتب هندوان) مقرّر داشته است كه از جمله آن ها رعایت نظامات (یناما)، خودداری، نظافت، آرامش نفس، مطالعه و نماز.
ویل دورانت در تاریخ تمدّن خود در مورد عبادت یونان باستان می نویسد: «مؤمنان در جریان عبادت، خود را به مذبح، كه در جلوی معبد قرار داشت می رساندند و به وسیله قربانی و نماز از خشم خدا ایمنی می یافتند و یاری او را جلب می كردند».و طبق آماری كه جان ناس در كتاب تاریخ ادیان خود می آورد، معابد مذهبی شینتو (مذهب وطن پرستی ژاپن) تعدادشان در سال 1945 یكصد هزار می رسید. این معابد عموماً دارای حصار مقدّس و دروازه هایی موسوم به «توری» كه شهرت جهانی دارد و مناره ای به سبك گلدسته های مساجد اسلامی و برج زنگ و بالاخره رواِ عبادت بود. پیش از آغاز پرستش، زائر باید تطهیر می كرد و دست و دهان خود را می شست و در وضو خانه معبد وضویی می ساخت و با بر هم نهادن دو كف دست به مجازات سینه كه شیوه مخصوص پرستش ژاپنی است، تعظیم و با به صدا در آوردن زنگ و انجام نماز و نیایش و تعظیم محدود و در حالت مراقبه و تأمّل از واجبان معابد بود.
درباره كنفسیوس آمده است، او ادّعای این كه پیامبر بوده و به او وحی می شده اشاره ای نكرده است، و در واقع بیشتر حكیم بوده تا این كه مرد دین باشد، ولی با وجود این احساس دینی داشت كه منجر به احترام خدایان و مداومت بر اقامه شعائر دینی می شد. او نماز می خواند، در حالی كه ساكت بوده، حرفی نمی زده است بر خلاف عادت مردم در زمان خودش و زشت می دانست نماز بخواند تا این كه خداوند او را ببخشد و یا نعمتی به او بدهد، زیرا او معتقد بود نماز هدفی جز تنظیم سلوك افراد و الفت میان آن ها نمی باشد.
از ادیان دیگر در زمان پارت ها و ساسانیان «صابئین و مندائیان» هستند. این قوم خود را صابی می نامیدند. صابی دین كسانی است كه در زبان عربی «مغتسله» خوانده می شدند یعنی كسانی كه در امر پاكیزگی تن و جامه و شستشوی در آب رودخانه دلبستگی كامل داشتند.نماز در آئین مندایی شبیه نماز مسلمانان بود و حتّی قبل از نماز، وضو گرفتن را هم لازم می دانستند و یكی از اساسی ترین آداب و واجبات در دین مندایی ـ قبل از این كه به نماز بایستند ـ انجام رشامه (وضو) است زیرا هر فرد مندایی باید سه بار در روز، صبح، ظهر و عصر عمل رشامه (وضو) را انجام دهد و این كار در بسیاری از مراسم دیگر مانند تعمید و غیره هم به جا آورده می شود و هر فرد برای این كار در بسیاری از مراسم دیگر مانند تعمید و غیره هم به جا آورده می شود و هر فرد برای این كه بخواهد وضو بگیرد باید اوّل نیّت كند و نیز فكر خویش را پاك و از هر گونه آلودگی افكار مادّی آزاد كند، آنگاه خالصانه به كنار رودخانه بیابد و با تواضح به طرف مجرای آب بایستد و دعاهایی را بخواند و به طریق خالص وضو بگیرد.
همچنین براخته (نماز)، دعایی است كه بعد از رشامه (وضو) خوانده می شود. «براخه» هر روزی سه بار یعنی صبح، ظهر و عصر بعد از رُشامه (وضو) انجام می شود. براخه در هر مكان كه مقدور باشد می توان به جا آورد و نمازشان را با بوثه ی (آیه) زیر كه بوثه ی توحید است آغاز می كردند. «به نام خدای بزرگ، خداوند را با قلبی پاك ستایش باد! پروردگار وجود دارد به شهادت تو ای خدای جاویدان كه مالك عالم انواری و از ذات خویش منبعث شده ای و كسی را در وجود آمدنت دخالتی نبوده و نیست، نام تو هیچ گاه از بین نخواهد رفت و بعد نوبت به ادای احترام به پیامبران و مقدّسین می رسد كه طولانی است.»
برای تأیید این مطلب در كتاب آثار الباقیّه، ابوریحان بیرونی می گوید: صابئین سه نماز واجب دارند. نسخت هنگام طلوع خورشید كه هشت ركعت می باشد. دوم قبل از زوال خورشید از وسط آسمان كه پنج ركعت می باشد. و سوم هنگام غروب آفتاب كه پنج ركعت می باشد و در هر ركعت از نماز شان سه سجده است و در ساعت دوم روز یك نماز نافله می خواندند و یكی را در ساعت نه روز و سومی را در ساعت سوم از شب و از برای نماز طهارت و وضو به جا می آورند و غسل جنابت می كنند. و شاهد دیگری كه این مطلب را تأیید می كند سخنی از مرحوم شهرستانی در ملل و نحل می باشد آنجا كه او می گوید: «صابئون همه آن ها سه نماز می خواندند و غسل جنابت و مس میّت می كنند.»بالاخره در مورد مانی و آئین او گفته شده كه در شبانه روز چهار نماز را واجب می دانستند و نماز گزار باید با آب روان یا راكد مسح كند و روبروی آفتاب بایستد و به سجده رود و بگوید: «مبارك است راهنمای ما، فاراقلیط، پیامبر ما و مبارك است فرشتگان نگهبان او و مسبّحان، لشكریان پرتو افشان او» پس از گفتن این كلمات برخیزد و راست بایستد و بعد به سجده دوم رود، بگوید: «به پاكی یاد شده ای تو ای مانی پرتو افشان و راهنمای ما، كه ریشه روشنایی و نهال زندگی و شجره بزرگی هستی كه تمامش بهبودی بخش است» باز بلند شود و بایستد و به سجده سوم رود و دعاهایی بگوید تا سجده دوازدهم.
اوقات نمازهای آن ها عبارتند از: 1ـ وقت نماز اوّل در هنگام زوال است. (متمایل شدن خورشید از میانه آسمان به سوی مغرب) 2ـ وقت نماز دوّم بین زوال و غرب آفتاب است. 3ـ وقت نماز سوّم كه نماز مغرب نامیده می شود بعد از غروب آفتاب تا سه ساعت بعد از آن می باشد. 4ـ وقت نماز چهارم كه نماز عشاء (شام) است، پس از گذشتن سه ساعت از غروب است. در تمام این نمازها و سجده ها نماز گزار باید همان كارهایی را انجام دهد كه در نماز اوّل، انجام داده است.
جایگاه نماز در ادیان ابراهیمی (بجز اسلام)


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم آذر 1390ساعت 20:34  توسط علیرضا لشکری  | 

نقش نماز

از پیامبر اکرم(ص)، نقل است که روزی به اصحاب خود رو کرده و می گویند: در باغهای بهشت گردش کنید!

می پرسند: باغهای بهشت چیست؟ می فرماید: مجالس ذکر است. صبح و شام بروید و ذکر خدا نمایید کسی که دوست دارد مقام خود را نزد خدا بداند، به منزلت و مقام خداوند در نزد خود بنگرد: زیرا خداوند بنده را در مقامی قرار می د هد که بنده خدای خود را در نزدخود قرار داده است. بدانید بهترین و پاکیزه ترین اعمال نزد خدا و بالاترین درجات شما و بهترین چیزی که خورشید بر آن می تابد، ذکر خداوند متعال است.1

ذکر عبارت است از حضور معنا در نفس که دارای مراتبی است، حضور معنا در ذهن حضور معنا در زبان وحضور معنا در قلب، از مراتب ذکر است.2

قرآن کریم، صریحاً، فلسفه سفارش به اقامه نماز را برای برپاداشتن ذکر، عنوان می کند.«اقم الصلوه لذکری»3

حتی آنجا که می فرماید:«ان الصلوه تنهی عن الفحشاء و المنکر، می فرماید و لذکرالله اکبر»4

یعنی اگر چه نماز یک فایده مهم و مطلوب برای سعادت انسان دارد و آن هم بازداشتن از گناه وز شتی است اما ذکر و یاد خدا که فایده دیگر نماز و هدف نماز است، بزرگتر و مهم تر است.5 پس در حقیقت نماز از مظاهر مهم ذکر الهی است. ذکر در مقابل نسیان و فراموشی مطرح می شود یعنی انسان چیزی را فراموش می کند یا چیزی را می داند ولی از آن غفلت می کند6 یا در عمل به لوازم دانسته هایش پای بند نیست و رفتارش به نحوی است که با رفتار کسی که آن چیز را فراموش کرده، یکسان است یعنی آثار به یاد آن چیز بودن در رفتار فرد ظاهر نشود.

حال که روشن شد«نماز» ذکر خوانده شده و ذکر بهترین چیزی است که خورشید بر آن می تابد باید پرسید که نماز قرار است چه معنایی را در نفس و قلب ما حاضر نماید؟

امام خمینی در آداب نماز می فرماید:

نماز، اجرای توحید است با بدن، برای رسانیدن توحید به قلب.

یک رمز تکرار در رکعات و دفعات نماز و اذکار آن همین مسأله است. تأثیر تلقین در چشانیدن معنا به قلب، قلبی که بر اثر اشتغال به دنیا سخت شده و ارتباط تنگاتنگ خود با خالق را از یاد برده با تکرار اذکار در نماز، آن هم با قیام به این امر با تمام قوای جسمانی و فکری، این غفلت را می شوید وسنگ دل را نرم می کند باید توجه داشت که در نماز تمام اعضاء و جوارح به حرکت واداشته می شود پا، دست، کمر، لب و…هر چقدر ما در امری بیشتر و جدی تر وارد شویم و هر چقدر قوای بیشتری از ما در آن امر مشغول به کار شود، تأثیری که بر جان و روح ما به جای می گذارد، عمیق تر و ماندگارتر خواهد بود.مثال مناسب، ریزش مداوم و با فشار آب آبشار بر سنگهای رودخانه است که به مرور زمان سبب سائیدگی سنگها و گاه حتی سوراخ شدن سنگ می شود، قلب ما، تحت تأثیر اشتغالات روزمره سخت و سنگین می شود و از جهت دیگر گناهان و ناپاکیها، قلب فرد را تیره و کدر کرده از لطافت و حق پذیری اش می کاهد. به وسیله فشار تکلیف نماز و ذکر و با تداوم و استمرار روزانه، آن حقیقت به تدریج و کم کم بر قلب تأثیر کرده و معارف و اعتقادات در قلب راسخ می گردد.8

رمز این که شیطان همت خود را صرف می کند که ما را از اصل نماز باز بدارد و یا روح توجه و حضور قلب را که رمز تأثیر تلقینات نماز است از ما سلب کند همین است، چون می داند که«نماز ستون دین ماست»9

وقتی ما به اذکار نماز مشغول می شویم مثل آب قلیل که در برخورد با آب کر، نجاستهایش برطرف می شود، مانند قطره کوچکی هستیم که با اتصال به ملکوت، عیوب و نقائصمان، برطرف شود.

قرآن کریم می فرماید:«و اقم الصلواه طرفی النهار و زلفا من اللیل ان الحسنات یذهبن السئیات ذالک ذکری للذاکرین؛نماز را در دو طرف روز و ابتدای شب به پا دار.قطعاً نیکیها، بدیها را از بین می برد این تذکری است برای یاد آوردن.10

پیامبر اکرم(ص) نیز می فرماید: «نماز مانند چشمه آب گرمی در کنار سرای یک انسان است. که روزی 5بار در شبانه روز خود را در آن می شوید و دیگر آلودگی و پلیدی بر وجودش باقی نمی ماند».

از سوی دیگر، نماز، غذای روح است همانطور که بدن ما به غذا نیازمند است و این نیاز مستمر و تدریجی است و با یک بار تغذیه نیاز بدن برای همیشه برطرف نمی شود و اگر غذای مناسب نیاز بدن را برطرف نکندبدن با تغذیه از مواد غیر مفید دچار سوء تغذیه می گردد.

نیاز روح به ارتباط با خالق و اعلام نیاز به درگاه او و خاکسایی به پیشگاه با عظمت و کبریایی او نیز نیازی مستمر و همیشگی است. فطرت انسان نیازمند پرستش است و اگر این پرستش، این رابطه زنده و رو در رو با هستی بخش پروردگار و صاحب خویش را برقرار نکند، خلا این رابطه، خود را در جایی نشان می دهد یا انسان را دچار سرگشتگی و حیرت می کند و یا پرستشهای انحرافی باز می دارد که هرگز روح انسانی را سیراب نمی کند و به قول حضرت ابراهیم(ع)«انی لا احب الافلین»11 انسان، محدود و افول کننده را دوست نمی دارد. و خطر بزرگی که سر راه انسان قرار می گیرد، خود فراموشی و مسخ است:«نسوالله فانسیهم انفسهم؛خدا را فراموش کردند پس خداوند آنان را از یاد خودشان برد».12

لازم به ذکر است یکی از اهداف اصلی نماز، دور کردن انسان از کبر و خودبزرگ بینی است.13

نماز سبب ایجاد روح خشوع و تواضع در برابر حق وخالق هستی می شود و انسان را از استکبار و بزرگ طلبی نجات می دهد و به فلاح می رساند خداوند درقرآن می فرماید:«و قال ربکم ادعونی استجب لکم ان الذین یستکبرون عن عبادتی سیدخلون جهنم داخرین»14 و«قد افلح المومنون الذین هم فی صلاتهم خاشعون»15

1. المیزان، جلد1، صفحه337 به نقل از عده1.

2. المیزان، جلد1، صفحه335.

3. طه/14.

4. عنکبوت/45.

5. المیزان، ج16، صفحه141.

6. مفردات ذیل واژه.

7. ر.ک: صحیفه نور، ج صفحه امام خمینی و حائری شیرازی کتاب نماز.

8. فروغ کافی ـ جلد3، صفحه266 از حضرت رسول(ص)

9. هود/114.

10. انعام/76.

11. حشر/19.

12. فرض الله الصلاه تنزیهاً عن اشرک: بخشی از خطبه فدک حضرت زهرا(س)

13. غافر/27.

14. مؤمنون/1و2

 

منبع:سایت حوزه

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم آذر 1390ساعت 16:35  توسط علیرضا لشکری  | 

نماز در آیینه قرآن و حدیث

 

 

در میان عباداتی که در اسلام واجب گردیده است، بدون تردید ارزش و اهمیت نماز از همه بیشتر است . شکل فارسی واژه نماز از لفظ پهلوی نماک گرفته شده که به معنی خم شدن و تعظیم کردن است و به تدریج در معنای «صلاة » یعنی نماز مسلمانان استفاده شده است . پس از اشاره ای اجمالی به معنای لغوی و ریشه یابی واژه نماز و صلاة و همچنین نگاهی به کاربردهای قرآنی لفظ صلاة، نویسنده دو پرسش مطرح می کند:

1 . وجوب نماز قبل از اسلام در آیین های آسمانی دیگر

2 . کیفیت نماز در آن ادیان و تفاوت آن با نماز مسلمانان .

نویسنده در پاسخ به پرسش نخست با استفاده از آیات قرآن وجود نماز در ادیان دیگر را ثابت می کند چرا که بهترین وسیله برای نزدیکی به خداوند است . در پاسخ به پرسش دوم نیز با تکیه بر آیات قرآن مشخص می شود که برای مثال نماز دیگر ادیان، رکوع نداشته است و یا فاقد حمد و سوره بوده است چرا که هنوز قرآن نازل نشده بود و یا سلام تشهد که مخصوص مسلمانان است . همچنین جهت قبله نیز در دیگر ادیان با قبله در اسلام متفاوت بوده است .

نویسنده در ادامه به کیفیت نماز در اسلام و روند واجب شدن آن از طرف خداوند متعال می پردازد . دستور خداوند در شب معراج که امت پیامبر صلی الله علیه و آله هر شبانه روز در پنج وعده نماز بخوانند از مسلمات تاریخ اسلام است و مطابق بیان نورانی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در شب معراج تمام انبیاء الاهی به امر خداوند به پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله اقتدا کردند و اولین اذان گفته شد و نماز اقامه گردید . همچنین ترتیب ذکرهای نماز و افعال آن و کیفیت وضو در همین شب به پیامبر صلی الله علیه و آله آموخته شد . البته ابتدا پنجاه نماز تشریع گردید، ولی با درخواست نبی اکرم صلی الله علیه و آله به پنج نماز یومیه تبدیل شد و خداوند فرمود که در همین پنج نماز اجر پنجاه نماز را قرار خواهد دهد . تعداد رکعات نیز ابتدا ده رکعت بود و بعد از تولد امام حسن علیه السلام و امام حسین علیه السلام، پیامبر صلی الله علیه و آله هفت رکعت بر آن افزود و خداوند این عمل را امضا فرمود:

افزوده شدن قنوت نیز در سال چهارم هجری پس از واقعه بئر معونه (که در آن چهل نفر از رجال علمی اسلام که حافظ قرآن و احکام بودند، به شهادت رسیدند) اتفاق افتاد . ناراحتی پیامبر از این حادثه به اندازه ای بود که تا یک ماه در قنوت نماز صبح بر قاتلان آنها با اسم و رسم نفرین می کرد و این آغاز قنوت بود»

 

منبع:سایت حوزه

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم آذر 1390ساعت 16:30  توسط علیرضا لشکری  | 

مقدمه

برای مقدمه چهل حدیث نماز سخنی کاملتر و عمیق تر و جالبتر از مطالبی که در ابتداء باب نماز توضیح المسائل حضرت امام خمینی رضوان الله تعالی علیه بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران آمده بود به نظر نرسید لذا آن را برگزیدیم به امید آنکه همه عاشقان اهل بیت (ع) و آن عارف بزرگوار از کلمات درربار آنان توشه ای فراوان بردارند.

نماز مهمترین اعمال دینی است که اگر قبول درگاه خداوند عالم شود، عبادتهای دیگر هم قبول می شود و اگر پذیرفته نشود اعمال دیگر هم قبول نمی شود. و همان طور که اگر انسان شبانه روزی پنج نوبت در نهر آبی شستشو کند، چرک در بدنش نمی ماند نمازهای پنجگانه هم انسان را از گناهان پاک می کند. و سزاوار است که انسان نماز را در اول وقت بخواند و کسی که نماز را پست و سبک شمارد. مانند کسی است که نماز نمی خواند، پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: کسی که به نماز اهمیت ندهد و آن را سبک شمارد سزاوار عذاب آخرت است . روزی حضرت در مسجد تشریف داشتند مردی وارد و مشغول نماز شد و رکوع و سجودش را کاملا به جای نیاورد، حضرت فرمودند: اگر این مرد در حالی که نمازش این طور است از دنیا برود، به دین من از دنیا نرفته است. پس انسان باید مواظب باشد که با عجله و شتابزدگی نماز نخواند و در حال نماز به یاد خدا و با خضوع و خشوع و وقار باشد، و متوجه باشد که با چه کسی سخن می گوید و خود را در مقابل عظمت و بزرگی خداوند عالم بسیار پست و ناچیز ببیند و اگر انسان در موقع نماز کاملا به این مطلب توجه کند، از خود بی خبر می شود، چنانکه در حال نماز تیر را از پای مبارک امیرالمؤمنین علیه السلام بیرون کشیدند و آن حضرت متوجه نشدند. و نیز باید نمازگزار توبه و استغفار نماید و گناهانی که مانع قبول شدن نماز است، مانند حسد، کبر، غیبت، خوردن حرام، آشامیدن مسکرات و ندادن خمس و زکات بلکه هر معصیتی را ترک کند. و همچنین سزاوار است کارهایی که ثواب نماز را کم می کند و به جا نیاورد، مثلا در حال خواب آلودگی و خودداری از بول به نماز نایستد، و در موقع نماز به آسمان نگاه نکند و نیز کارهایی که ثواب نماز را زیاد می کند به جا آورد، مثلا انگشتری عقیق به دست کند و لباس پاکیزه بپوشد و شانه و مسواک کند و خود را خوشبو نماید.» (1).


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم آذر 1390ساعت 16:24  توسط علیرضا لشکری  | 

وضو

● وضوی ترتیبی

در وضوی ترتیبی چهار چیز واجب است:

۱) واجب اول

شستن صورت از رستنگاه مو، یعنی از جایی كه موی سر بیرون می آید تا آخر چانه از طرف طول و عرض آن به مقداری كه بین انگشت وسط وشست قرار می گیرد كه اگر مختصری از این مقدار را نشوید، وضو باطل است و برای آنكه یقین كند این مقدار كاملا شسته شده، باید كمی اطراف آن را هم بشوید و البته باید توجه داشت كه این مقدار بایستی از بالا به پایین شسته شود.

۲) واجب دوم

شستن دست راست و بعد از آن دست چپ، از آرنج تا سرانگشتها، و برای آنكه یقین كند آرنج را كاملا شسته، باید كمی بالاتر از آرنج را هم بشوید; البته باید توجه داشت كه این قسمت را هم بایستی از بالا به پایین بشوید.

۳) واجب سوم

مسح كردن یك قسمت از چهار قسمت سر كه همان مقابل پیشانی است با دست راست و هر جای این قسمت را به هر اندازه مسح كند كافی است; حضرت امام(ره) می فرمایند: بنابر احتیاط واجب جای مسح شده از عرض یك انگشت كمتر نباشد; اگر چه احتیاط مستحب آن است كه از درازا به اندازه درازی یك انگشت و از پهنا به اندازه پهنای سه انگشت بسته مسح نماید. البته باید توجه داشت كه مسح سر لازم نیست بر پوست آن باشد، بلكه بر موی جلو سر هم صحیح است و اما كسانی كه موی سرشان به حدی بلند است كه اگر شانه كنند از حد مسح خارج می شود باید بیخ موها یا پوست سر را مسح نمایند.

۴) واجب چهارم

مسح كردن روی پاها،اول پای راست با دست راست و بعد پای چپ با دست چپ، از سر یكی از انگشتها تا مفصل،ولی حضرت امام(ره) تا برآمدگی پاها را هم اجازه می دهند، این از نظر طول و اما از جهت عرض به هر اندازه باشد، كفایت می كند،اگر چه به اندازه عرض انگشت كوچك باشد; ولی بهتر است به اندازه سه انگشت بسته و بهتر از آن مسح تمام روی پاست.

عروهٔ الوثقی، فی افعال الوضوء، مساله ۴۹; تحریرالوسیله ج ۱، ص ۲۳; توضیح المسائل، مساله ۲۳۷، ۲۴۳، ۲۴۵، ۲۴۶، ۲۴۹ تا ۲۵۳.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه یازدهم آذر 1390ساعت 12:34  توسط علیرضا لشکری  | 

داستان نماز 1

 

- اهتمام علی‏ علیه‏السلام به نماز اوّل وقت

هنگامی که علی‏ علیه‏السلام در جنگ صفّین سرگرم نبرد بود، در میان هر دو صف کارزار، مراقب حرکت و وضعیّت خورشید بود [تا ببیند چه وقت به وسط آسمان می‏رسد تا نماز ظهر را بخواند].

ابن عبّاس عرض کرد: «یا امیرالمومنین، این چه کاری است که می‏کنید؟»

حضرت فرمود: «منتظر زوال هستم تا نماز بخوانیم.»

ابن عبّاس گفت: «آیا حالا وقت نماز است با وجود اینکه سرگرم پیکار هستیم؟»

علی‏ علیه‏السلام فرمود: «جنگ ما با ایشان بر سر چیست؟ تنها به خاطر نماز است که با آنها نبرد می‏کنیم.»

 

امام سجّاد (علیه‏السّلام و نماز اعرابی

عربی وارد مسجد پیامبر صلّی الله علیه وآله وسلّم شد، با عجله تمام دو رکعت نماز گزارد، در هیچ رکنی رعایت شرایط و آداب مربوطه را نکرد و در قرائت و حفظ مخارج و الفاظ و حروف و کلمات هیچ‏گونه دقّتی بعمل نیاورد. به عبارت دیگر، نماز را با طمأنینه و سکون، و وقار و خضوع و خشوع بجا نیاورد. آنگاه برای دریافت مزد نمازی که خوانده بود دست‏هایش را به آسمان برداشت و گفت: «خدایا، اعلی علّیبین، بهشت را روزی من کن و قصری زرّین و چهار حوریه به من عطا فرما.»

از قضا امام سجّاد علیه‏السّلام در آنجا حضور داشت و نماز خواندن شتاب‏زده و درخواست اعرابی را از خداوند شنید، پس خطاب به او فرمود: «ای برادر عرب، کابین و ازدواج بزرگی را طلب می‏کنی!»

یعنی نمازی که تو با این وصف گزارده‏ای، شایستگی درخواست بهترین نعمت‏ها و عالی‏ترین مکان‏ها را از درگاه باریتعالی ندارد.

 منبع:سایت تبیان

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم آذر 1390ساعت 15:40  توسط علیرضا لشکری  | 

اشعار نماز

معراج هر مقدس و هر پارسا نماز

تنها ستون محكم دينِ خدا نماز

مقصود از رسالت پيغمبران چه بود؟

اصل رسالتِ همه انبيا نماز

طاعات بندگان خدا مي‌شود قبول

از بنده گر قبول كند كبريا نماز

هرگز به گردِ منكر و فحشا نمي‌رود

بي شك به قربِ حضرت محبوب مي‌رسد

هر كس كند اقامه به صدق و صفا نماز

در هر شبانه روز بود پنج بار فرض

در صبح و ظهر و عصر، غروب و عشا نماز

فرزند من فريضه‌ي حق را بجاي آر

زيرا كه گشته فرض به شاه و گدا نماز

در آن زمان كه بانگ اذان مي‌شود بلند

بشتاب تا كنيم به مسجد ادا نماز

آغاز هر نماز به تكبير مي‌شود

تا بر خدا بريم به دور از ريا نماز

نيّت كنيم و قصد تقرّب به ذات او

يعني براي غير بود ناروا نماز

خواهي ز رنج و زحمت دنيا رها شوي

دردِ تو را است راه علاج و شفا نماز

راه بهشت همسفران در اطاعت است

يعني بود به جنّت حق رهگشا نماز

داني پيام شاه جگر تشنگان چه بود

در تنگناي حادثه‌ي كربلا، نماز

آماج تير دشمن دين بود و مي‌گشود

تفتيده لعلِ خويش به تسبيح يا نماز

خوش گفت «عندليب» خدايا قبول كن

از راه لطف، بنده‌ي دلداده را نماز

خوش گفت «عندليب» خدايا قبول كن

لحظه‌ سبز دعا

چشمه‌ها در زمزمه، رودها در شست و شو

موج‌ها در همهمه، جوي‌ها در جست وجو

باغ در حال قيام، كوه در حال ركوع

آفتاب و ماهتاب در غروب و در طلوع

سنگ پيشاني به خاك، ابر سر بر آسمان

مثل گنبد خم شده قامت رنگين كمان

ابر در حال سفر، آسمان غرق سكوت

بر سر گلدسته‌ها، بال مرغان در قنوت

كاسه‌ي شبنم به دست، لاله مي‌گيرد وضو

بيدها گرم نماز، بادها درهاي و هو

سرو سر خم مي‌كند، غنچه لب وا مي‌كند

در ميان شاخه‌ها، باد غوغا مي‌كند

يشاخه‌ها گل مي‌كنند لحظه‌ي سبز دعا

دستها پُل مي‌زنند، بين دلها و خدا

لحظه‌ سبز دعا

چشمه‌ها در زمزمه، رودها در شست و شو

موج‌ها در همهمه، جوي‌ها در جست وجو

باغ در حال قيام، كوه در حال ركوع

آفتاب و ماهتاب در غروب و در طلوع

سنگ پيشاني به خاك، ابر سر بر آسمان

مثل گنبد خم شده قامت رنگين كمان

ابر در حال سفر، آسمان غرق سكوت

بر سر گلدسته‌ها، بال مرغان در قنوت

كاسه‌ي شبنم به دست، لاله مي‌گيرد وضو

بيدها گرم نماز، بادها درهاي و هو

سرو سر خم مي‌كند، غنچه لب وا مي‌كند

در ميان شاخه‌ها، باد غوغا مي‌كند

يشاخه‌ها گل مي‌كنند لحظه‌ي سبز دعا

دستها پُل مي‌زنند، بين دلها و خدا

 نماز سحر

به خــــــرابــــــات روم بهـــر نگهداري دل
 
تا بر پير كنم شكــــــــوه زبيمـــــاري دل
 
او شــب و روز بســــوزد زغـــــم عشق بتان
 
من بسوزم به غــــم و رنج گرفتــــاري دل
 
اشك من سرخ و رخم زرد شد و موي سپيد
 
روز من گشت چو شب بهر سيه كاري دل
 
هر چه كرديم عـــلاج دل بيمـــــار نشــــد
 
تنگ شد حوصـــله از بهـــر نگهداري دل
 
خواب راحت نكنــــد آنكه دلش بيدارست
 
ماشبي صبـح نكـــــرديــــم به بيداري دل
 
اي فنــا چارة دردت نتـــــوان كـــــرد مگر
 
اشك خــــــونين و نماز سحر و زاري دل
 
 نماز آخرين
 

به نماز بست قامت كــه نهــد بــه عـرش يارا
به خدا علــي نبينــد به نمــاز، به جز خــدا را
چو بگفــت نــام « ا... » و ادا نمـــود « اكبــر»
بگرفت هيبت حــق همــه ملــك ما سِوي را
نَبًوُد زسجده خوشتر، به خـدا قســم، علـي را
كه خــداي مي پسنــدد به ســجود او دعا را
به نماز آخــرينش چـه گـذشت؟ مـن نـدانم
كه نداي دعوت آمد، شه ملــك«هل اتي» را
شب تار از اين مصيبت، بدريـد سيــنه خــود
اثــرات اين سحـــر شـد همــه جاي آشكارا
چه گذشت يارب آن دم به دل غمين زينب؟
چو بديد غرفه در خون،سروروي مرتضي را
زشهــادت علــي شــد چــو تمـام صبر زينب
چــه كنــد اگــر كــه بيند شهداي كربلا را؟
زگــناه خــود به محشر چه غمت بود «حسانا»
كه ولاي او كشــانــد بســوي بهـشت مــا را
 
حبيب چايچيان
لحظه‌ سبز دعا

چشمه‌ها در زمزمه، رودها در شست و شو

موج‌ها در همهمه، جوي‌ها در جست وجو

باغ در حال قيام، كوه در حال ركوع

آفتاب و ماهتاب در غروب و در طلوع

سنگ پيشاني به خاك، ابر سر بر آسمان

مثل گنبد خم شده قامت رنگين كمان

ابر در حال سفر، آسمان غرق سكوت

بر سر گلدسته‌ها، بال مرغان در قنوت

كاسه‌ي شبنم به دست، لاله مي‌گيرد وضو

بيدها گرم نماز، بادها درهاي و هو

سرو سر خم مي‌كند، غنچه لب وا مي‌كند

در ميان شاخه‌ها، باد غوغا مي‌كند

يشاخه‌ها گل مي‌كنند لحظه‌ي سبز دعا

دستها پُل مي‌زنند، بين دلها و خدا

قيصر امين پور

 سرودفرشتگان

  
اي داستان زلـف تـــــوام شب دراز كــــن
وز نيمه شب دريچــــه صبحـــم فراز كن
تا آسمان خم شده، بـــــا اشــــك اختـران
ديدم بر آستـــــان تـــو راز و نـيـــاز كن
از سوز دل به زمزمه دمســـــاز مي‌شــــويم
با بلبلان شب، همه شــب نغمه ســـاز كن
زنگ شتــــر نـــــوازم و آهنــــگ كاروان
اي آرزوی  حج و سفـــر در حجـــاز كن
صبح است،‌چشم وچشمك اين اختران ببند
اي غنچه‌هاي گل به رخت چشم باز كن!
وقت است دست و روي بشـويم، نمـــاز را
مريم نشسته بر لـب جـــــو دستـــــاز كن
آفاق و كوه و جنگل و دريا و هر چه هست
بينم به گـــــرد كعبــــة كــويت نماز كن
هر جلوه‌اي به چشم حقيقت جمــال توست
ما عاجزان نظاره به چشــــم حجــــاز كن
سرو چــمــن نهـــــاده بر ايــــن در ســر نياز
اي سركشي به قامت چون ســـرو ناز كن!
تا روزه‌ام بـــــر مــــرتع افـــلاك مي‌چرم
آري رسن دراز بـــــود تـــــرك آز كن
آري مــــن اهـــل رازم و دســت طلب دراز
هــــر نيمـــه شب به درگه داناي راز كن
اي آه عــاشقـــــان و ســـــرود فرشتــــگان
پـــرچــــم به بام عرش تو در اهتزاز كن!
دستـــي گــــره بـــه كار من ناتوان زده است
بفــــرست نـــــاخني گـره از كار باز كن
چون شهســــوار طبع تو هم كيست ، شهريار!
بــا تيغ و توســـــن تتري تــــركتـــاز كن
 
شهريار

مناجات سحر

صلا زدند كه برگ صبوح ساز كنيد

به ساز مرغ سحر ترك خواب ناز كنيد

مي‌خمار شكن مي‌دهند كز سرها

خمار چون شكن زلف يار باز كنيد

سرود بدرقه‌ي كاروان شب خوانيد

در اي قافله‌ي صبح پيشواز كنيد

به ساز زهره، سماوات مي‌دهد پيغام

كه گوش دل به مناجات اهل راز كنيد

وضو به چشمه‌ي صهباي صبحدم سازيد

به سوي قبله‌ي ميخوارگان نماز كنيد

چو بلبلان بهاري به اهتزاز نسيم

هواي شور و نوايي به سوز و ساز كنيد

يگانه راز و نياز قبول اهل دل است

دو گانه‌اي كه به درگاه بي‌نياز كنيد

سر نياز فرود آوريد و نذر قبول

به زير قبه‌ي اين بارگاه ناز كنيد

نگين خاتم جم در نماز مي‌بخشند

نظر به حلقه‌ي رندان پاكباز كنيد

يگانه راز عروج مقام قرب اينست

كه از گروه عزازيل احتزاز كنيد

به زلف يار اگر دست يافت آه سحر

بسا كه پرچم عزت به اهتزاز كنيد

يكي است نغمه اگر زخمه‌ها به زير و بم است

به پرده‌هاي حقيقت رهِ مجاز كنيد

اگر به ساز دل شهريار گوش دهيد

جهان پر از طرب و شور و شاهناز كنيد

سيد محمد حسين شهريار

نهانخانه اسرار
 


 
بـــر در ميــكــده از روي نيـــاز آمــــده‌ام
پيش اصحاب طريقت به نماز آمده‌ام
از نهــــانخــــانه اســــرار نــــدارم خبــري
به در پيرمغـان صــاحب راز آمــده‌ام
از سـر كوي تو رانــدنــد مــرا بــا خــواري
با دلي سوخته از بــاديه بــاز آمــده‌ام
صوفي و خرقة خود، زاهد و سجاده خويش
من سوي دير مغــان نغمه نواز آمده‌ام
بــا دلــي غمــزده از ديــر به مسجـد رفتــم
به اميدي هِله با سوز و گـداز آمـده‌ام
تــا كنــد پــرتــو رويـت بـه دو عـالم غوغا
بر هر ذره به صــد راز و نيــاز آمده‌ام
 
امام خميني

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم آذر 1390ساعت 15:30  توسط علیرضا لشکری  | 

نماز جمعه

--> 
مراسم هفتگی اجتماعی مسلمین، «نماز جمعه» جایگاه والایی دارد و نه تنها یک عبادت، بلکه مظهر وحدت مسلمین و شکوه و عظمت اسلام است و آگاهی پیروان قرآن را بالا می‌برد و نماز عبادی، سیاسی محسوب می‌گردد.

پبامبر اکرم صل‌الله‌علیه‌و‌آله‌و‌سلم نماز جمعه را «حج مساکین » دانسته و آنرا «موجب آمرزش گناهان » شمرده است.

امام کاظم علیه‌السلام از روز پنجشنبه خود را آمادة نماز جمعه می‌کردند.

امام علی علیه‌السلام می‌فرمایند:
«چنانچه غزا و دوایی سبب ضعف در شما می‌شود از خوردن آن قبل از نماز جمعه خودداری کنید تا مبادا از شرکت در نماز جمعه محروم شوید.» و «کسانی زودتر به بهشت می‌روند که زودتر در نماز جمعه حاضر شوند.»

امام خمینی قدس‌سره‌الشریف در این باره می‌فرماید:
در نماز جمعه، که نمایشی از قدرت سیاسی و اجتماعی اسلام است و باید هر چه با شکوه‌تر و پرمحتواتر اقامه شود.... ملت عظیم و عزیز با شرکت خود، باید این سنگر اسلامی را هر چه عظیم‌تر و بلند‌پایه تر، حفظ نماید، تا به برکت آن و توطئه‌های خائنان و دسیسه‌های مفسدان خنثی شود.»

امام صادق علیه‌السلام می‌فرماید:
یاران پیامبر، از روز پنجشنبه برای جمعه آماده می‌شدند چرا که جمعه (به خاطر کارهایی که دارد) وقت تنگ است.

منبع:سایت رشد
+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم آذر 1390ساعت 15:20  توسط علیرضا لشکری  | 

آثار نماز جماعت

برپایی فریضه‌های دینی به صورت دسته جمعی، غیر از پاداشهای فراوانی که یاد شده، در زندگی فردی و اجتماعی امت مسلمان نیز، آثار مثبت و فراوانی دارد، که به برخی از آنها اشاره می‌شود:

آثار معنوی

بزرگترین اثر معنوی نماز جماعت، همان پاداش الهی است که گفته شده است.
شبی امام علی علیه‌السلام تا سحر به عبادت مشغول بود. چون صبح شده نماز صبح را به تنهایی خواند و استراحت کرد.
پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌و‌سلم که آن حضرت را در جماعت صبح ندید و به خانه او رفت.
حضرت فاطمه (سلام‌الله‌علیها) از شب زنده‌داری علی (علیه‌السلام) و عذر او از نیامدن به مسجد سخن گفت. پیامبر فرمود: پاداشی که بخاطر شرکت نکردن در نماز جماعت صبح، از دست علی علیه‌السلام رفت و بیش از پاداش عبادت تمام شب است.

آثار اجتماعی

نماز جماعت و مقدمه وحدت صفوف و نزدیکی دلها و تقویت کننده روح اخوت و برادری است.
نماز جماعت، بهترین، بیشترین و پاکترین اجتماعات دنیاست و نوعی بازدید و آگاهی از مشکلات و نیازهای یکدیگر و زمینه‌ساز تعاون اجتماعی بین آحاد مسلمین است.

آثار سیاسی

نماز جماعت، نشان‌دهنده قدرت مسلمین و الفت دلها و انسجام صفوف است.
تفرقه‌ها را می‌زداید و بیم در دل دشمنان می‌افکند. منافقان را مأیوس می‌سازد و خار چشم بدخواهان است.
نماز جماعت نمایش حضور در صحنه و پیوند امام و امت است.

آثار اخلاقی و تربیتی

در نماز جماعت، افراد در یک صف قرار می‌گیرند و امتیازات موهوم صنفی و نژادی و زبانی و مالی و... کنار می‌رود و صفا و صمیمیت و نوعدوستی در دلها زنده می‌شود و مؤمنان، با دیدار یکدیگر در صف عبادت و احساس دلگرمی و قدرت و امید می‌کنند.

نماز جماعت، عامل نظم و انضباط و صف بندی و وقت‌شناسی است. روحیه فردگرایی و انزوا و گوشه‌گیری را از بین می‌برد و نوعی مبارزه با غرور و خودخواهی را در بر دارد.

به خاطر اینهمه آثار است که به نماز جماعت اینقدر توصیه شده است و حتی نابینایی وقتی از حضور پیامبر اکرمصلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌و‌سلم اجازه خواست که به مسجد نیاید و آن حضرت فرمود: از خانه تا مسجد ریسمانی ببند و به کمک آن، خود را به نماز جماعت برسان .

از طرف دیگر، برخورد شدید نسبت به کسانی که به نماز جماعت اهمیت نمی‌دهند و نشان دیگری بر اهمیت و سازندگی آن است. در حدیث است که به چنان کسان همسر ندهید. و معرف آنان نشوید.


منبع:سایت رشد
+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم آذر 1390ساعت 15:17  توسط علیرضا لشکری  | 

احدیث نماز

ارزش و اهمیت نماز «بر هیچ مسلمانی پوشیده نیست.
نماز از ارکان بسیار مهم اسلام است که بپا داشتن آن باعث رضایت و خشنودی خدا می‌گردد.
نماز عامل اتصال و ارتباط بندگان با خداست. رابطه‌ای که نباید هیچگاه گسسته شود و تا آخرین لحظه عمر باید پابرجا بماند.

پیامبر اکرم «صلی ‌الله‌علیه‌و‌آله‌و‌سلم» می‌فرمایند:
«خداوند نماز را نور چشم» من قرار داده و آنرا محبوب من ساخته است آنطور که گرسنه را بر طعام و تشنه را به آب مشتاق کرده است.
(از اینهم بالاتر) انسان گرسنه وقتی غذا می‌خورد سیر می‌شود و هنگامیکه تشنه و آب می‌نوشد سیراب می‌گردد ولی من هیچگاه از نماز سیر نمی‌شوم .
و نیز فرمود، «اولین عمل بنده که روز قیامت بدان رسیدگی می‌شود نماز اوست و اگر پذیرفته شد بقیه اعمال او نیز بررسی می‌شود ولی اگر نمازش پذیرفتم نشد به اعمال دیگرش هم وقعی نمی‌نهند.

به جز آنچه که از آیات و احادیث درباره نماز نقل شده، رفتار اولیاء خدا نیز اهمیت و جایگاه آن را بیان می‌کند. نماز جزء برنامه انبیاء بوده است.

حضرت عیسی (علیه‌السلام) در گهواره هم می‌گوید خداوند مرا تا زنده هستم به نماز و زکات سفارش کرده است:
(و اوصانی بالصلوه و الزکوه مادمت حیا)

امام حسین (علیه‌السلام) حتی ظهر روز عاشورا در میدان مبارزه و در برابر تیرهای دشمن هم نماز را رها نکرد.

حضرت ابراهیم (علیه‌السلام) همسر و کودک خویش را در بیابان‌های داغ مکه، که آن هنگام هیچ آب و گیاهی نداشت، مسکن داد و گفت:
خدایا، تا نماز به پا دارند:
انی اسکنت من ذریتی بواد غیر ذی زرع ربنا لیقیموا الصلاه .

پیشوایان معصوم ما، هنگام نماز، رنگ خود را می‌باختند و می‌فرمودند:
وقت ادای امانت الهی و حضور در پیشگاه و درگاه الهی است .

گرچه بعضی نماز را به طمع بهشت یا ترس از عذاب جهنم می‌خوانند، اما امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) نماز را نه برای تجارت یا سپری در مقابل آتش، بلکه بخاطر شایستگی خدا برای عبادت، انجام می‌دهد .
نماز سبب آمرزش گناهان و زدودن آثار لغزش‌هاست .

قرآن، پس از دستور به نماز، می‌فرماید:
ان الحسنات یذهبن السیئات

 

منبع:سایت رشد

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم آذر 1390ساعت 15:10  توسط علیرضا لشکری  | 

سببات نماز

نماز سبب بخشش گناه(1) و وسيله محو آن است.(2) گناهان گذشته به وسيله نماز بخشيده مي شود.(3) و اصلا نماز عامل بازدارنده از گناه است(4) و در برخي روايات نماز (نماز جمعه) به عنوان کفاره گناهان تا 10روز بيان شده است.(5) نماز سبب شست و شوي گناه(6) و ريزش گناهان گذشته(7) و سدي در مقابل گناهان آينده است.(8)
نماز عامل دوري شيطان و سياه شدن چهره اوست.(9) نماز سبب شکست شيطان است.(10) چون نمازگزار در دژ محکم نماز از خود دفاع مي کند.(11) بي دليل نيست که فرياد ابليس از نمازگزار و سجده طولاني او بلند است(12) و به انسان حسادت مي کند.(13) نمازگزار از شرّ شيطان در امان است(14)؛ چون نماز سبب راندن شيطان مي شود(15) و حتي در لحظه مرگ نيز شيطان از نمازگزار دور مي شود.(16) شيطان از نماز عصباني مي شود؛(17) چون سبب سرکوبي اوست(18) و شيطان از نمازگزار جدي مي ترسد.(19)
نماز توشه، آخرت(20) و کليد بهشت است(21) که سبب ورود انسان در بهشت(22) و نجات او از آتش و عذاب است.(23) نمازگزار به سبب وضو بي حساب وارد بهشت مي شود(24) و در خانه هاي بهشتي جاي مي گيرد.(25) نماز حايلي بين نمازگزار و آتش است و سبب دوري جسم نمازگزار از آتش مي شود.(26)

ادامه در ادامه مطلب....................................


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم آذر 1390ساعت 14:30  توسط علیرضا لشکری  |